به نام خدا ...
بعد از تقریبا یکسال دوری از این بلاگ ... امشب تصمیم گرفتم یه آپ بنویسم ...
اومدم ناله کنم ... اومدم گریه کنم ... اومدم با خدام حرف بزنم ...اومدم التماس خدا کنه ... اومدم بگم ... خدااااا جونمممممم خدای من ... خودت این عشق رو تقریبا دو سال پیش تووی قلب من و میلادم گذاشتی ... خودت بهمون نشون دادی زندگی با عشق چقدر زیباست ...
خدایا اومدم التماست که بگم عشقی رو که بهمون دادی ازمون نگیر ... اومدم بگم بزار یه عمر عشقم کنارم باشه ... اومدم بگم هدیه رو که پس نمی گیرن ... عشق ما یه هدیه الهی بود از طرف خودت ... چرا میخوای پسش بگیری؟؟
به چه جرمی ؟ به چه گناهی ؟ ما که قدرشو میدونستیم ... ما که با چنگ و دندون دو سال با تمام سختی ها نگهش داشتیم ... چرا میخوای جواب این سختی ها رو جواب این خستگی ها رو اینجوری بدی ؟؟ کجای دنیای خاکیت دیدی که جواب اینا رو با بدی بدن ؟؟ کجا دیدی که به تشنه به جای اب سرب بدن ... جز اینکه لامروتا این کارو میکنن ؟؟
خدایا تو که بزرگی تو که عدلت همیشه زبون زده همه خاکیاست ... چرا داری با من نا عدالتی میکنی ؟؟
اما نه من امیدم نا امید نمیشه ... من ازت دست نمیکشم ... من میدونم که هستی ... من میدونم که ناظری من میدونم که برای بنده هات خوبی میخوای ... من میدونم که دوباره عشقمون رو خوشگل میکنی ...
من میدونم که میلادم خسته است و از سر خستگی این چیزا رو میگه ... من میدونم که میلادم هم نا امید نمیشه ... من میدونم که میلادم منو دوست داره و عاشقمه ... من میدونم که از سر خستگیه که میگم نمیدونه دوست دارم یا نه ... من میدونم همونطور که من نمیتونم بدون میلادم زندگی کنم ... میلادم هم نمیتونه بدون من زندگی کنه ...
دو سال این همه برای با هم بودن تلاش کردیم و سختی کشیدیم ... حالا واسه هیچ و پوچ که عشقمون رو خراب نمیکنه میلادم ...
اومدم تووی همین وبلاگی که باهاش عشقمو بهم دادی بگم ... خدایا ... خدای مهربونم ... همیشه سایه عشقم روی سرم باشه سالم و سلامت ... خدایا سال ٨٩ یکی از بهترین سال های عمرمون باشه ... خدایا یه عیدی خوشگل بهمون این عید بده ... خدایا میدونم دستایی که به سمتت دراز کردم رو خالی رد نمیکنی ... میدونم این اشکارو بی جواب نمیزاری ...تووی این دنیای خاکی و فانی هیچی ازت نمیخوام ... جز اینکه عشقم یه عمر کنارم باشه ...
خدایا اگه قراره تنها باشم پس بزار اصلا نباشم ...میدونی که تحملشو ندارم ... میدونی که سر از دیوونه خونه در می ارم ... پس اگه این بنده حقیرت رو دوست داری ... اگه میخوای به بودنت شک نکنم ... عشقمو برام نگه دار ...
بابا توو این دنیا به این بزرگی جای کی و تنگ کردم من ؟ ... من فقط عشقمو میخوام ... من فقط میخوام میلادم پیشم باشه ... خودتم میدونی زیاد نیست ... نرفتم دست رو پسر پاشاه بزارم بگم در حده من نیست و میخوامش ... نرفتم دست رو پسر شاه پریون بزارم ... که بگی از جنس من نیست ... خدایا یکی و از جنس خودم میخوام در حد خودم ... کسی که دوستم داره ... دوسش دارم ... چقدر التماست کنم که عشقمون رو همیشه حفظ کنی ...
من عشقمو از خودت میخوام ... باید بهم برش گردونی و همیشه برام نگهش داری ... خودت بهم دادیش خودتم باید برام نگهش داری ...
بازم ازت میخوام ... یه عمر سالم و سلامت سایه عشقم میلادم روی سرم باشه ...
آمیــــــــن